عليرضا عضد الملك
20
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى )
و بر اولاد اطهارش كه آيات حق را مفسرند و ولايات صدق را مدبّر . سرگشتگان وادى حيرت و فروماندگان باديهء ظلمت را محبتشان مفتاح ابواب عرفان است و ارادتشان مصباح اسباب ايقان : من تمسّك بهم نجى و من تخلّف عنهم غرق . 6 اما بعد مقصود از نگارش اين اوراق آنكه چون سركار اعلى حضرت اقدس ارفع همايون ، شاهنشاه جهان و پناه شهان ، الذى شأنه اعلان كلمة اللّه و دينه احياء دين اللّه ، اعظم پادشاهان گيتىمدار و افضل شهرياران روزگار الناصر الدين الذى خضعت له * جيد الملوك مشارقا و مغاربا 7 خلّد اللّه دولته و ابّد اللّه شوكته : بقيت بقاء الدهر يا كهف اهله * و هذا دعاء للبريّه شامل 8 رأى همايونش بدان قرار يافت كه مزرعهء آمال شيعيان را سحابى 9 فرستد و طريقهء حقهء اثنى عشريّه را آبى آورد ، رونق و رواج مذهب جعفرى را به بذل طلاى خالص موفّق شد و امامين الهمامين عسگريّين را به اهداء گنبد زرين مؤيّد آمد . در اول سال بارسئيل يك هزار و دويست و هشتاد و سهء هجرى ( 1283 ) 10 كه إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً 11 ملفوظا حاكى از آن تاريخ است ، طلايى مانند اعتقاد خود خالص ، از خزانهء خاص سلطنت برآورده و بر تهيهء اين هديه موقوف و مخصوص فرموده و جناب شيخ المشايخ العظام شيخ عبد الحسين مجتهد طهرانى كه در اين اوقات خيرات و مبرّات مخصوصهء اعلى حضرت سلطانى خلد اللّه ملكه در آن عتبات عاليات به دست ايشان جارى است ، عدد خشتهاى گنبد مباركه را معين و معروض رأى بيضاضيا داشته به همان حالت و عدد حكم جهان مطاع به انجام آن شرف نفاذ يافت ، و چون مىبايست يكى از چاكران آستان معدلت بنيان براى حمل خشتهاى مبارك از پيشگاه حضور خورشيد ظهور مشخص و مأمور گردد به مفاد : اينجا دل ضعيف و تن خسته مىخرند از خيل چاكران دولت و خانهزادان حضرت قرعهء اين فال به نام بندهء جاننثار برآمد : خاك مىخانه شدم خشت سرخم بكشم * رحمت حق بنگر با من مىخواره چه كرد 12